ازدواج با شخصیت مرزی: چگونه با افراد دارای شخصیت مرزی رفتار کنیم ؟

0
19

برخورد با افراد دارای اختلال شخصیت مرزی

اختلال شخصیت مرزی نوعی بیماری مزمن است که ممکن است شامل بی ثباتی خلقی، مشکل در روابط بین فردی و میزان بالای خود آسیبی و رفتار خودکشی همراه باشد.

اختلال شخصیت مرزی (BPD) با بی ثباتی فراگیر در خلق و خو، روابط بین فردی، بی ثباتی در رفتار مشخص می شود. این بی ثباتی اغلب زندگی خانوادگی و کاری فرد مبتلا را درگیر خواهد کرد هم چنین برنامه ریزی طولانی مدت و تشخیص هویت فرد را مختل می کند.

ازدواج با افراد دارای شخصیت مرزی

در مبحث اختلال شخصیت مرزی و ازدواج می توان اینگونه بیان کرد که برای ازدواج با افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی باید مطالعات زیادی انجام داد و با روانشناسان صحبت کرد تا بتوانند این نوع بیماری را برای شما شرح دهند.

زیرا افراد مبتلا از شما فردی را می سازند عالی که همیشه با او موافق هستید بنابراین در صورت کوچکترین مشکل باعث بی اعتمادی به شما خواهد شد و بروز مشکلات جدی تر را به همراه دارد.

این تفکر مرسوم که در صورت ازدواج فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی سلامتی خود را بدست خواهد آورد یک تفکر اشتباه است. در ابتدا باید این فرد مبتلا درمان شود و بعد ازدواج کند.

برخورد با شخصیت مرزی

چگونه با شخصیت مرزی زندگی کنیم ؟

اختلال شخصیت مرزی و طلاق خانواده

در مبحث اختلال شخصیت مرزی و طلاق، خانواده ها و مراقبان افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی که در خانواده آنها طلاق نیز رخ داده است از درمان بهره مند شوند.

داشتن یک فرد نسبی در هر خانواده مانند برادر و خواهر مبتلا به این اختلال می تواند استرس زا باشد و اعضای خانواده یا مراقبان ممکن است ناخواسته به طریقی عمل کنند که می تواند علائم شخص عزیزشان را بدتر کنند.

و یا ممکن است خود بعدها به این نوع اختلال مبتلا شوند برای همین باید مراقبت های لازم را انجام دهند مخصوصا اگر طلاق در این خانواده ها رخ داده است.

برخی از روش های درمانی اختلال شخصیت مرزی شامل اعضای خانواده، مراقبین یا عزیزان در جلسات درمانی است. این نوع درمان نشان می دهد:

اجازه دادن به خویشاوند یا دوست عزیز مهارت هایی را برای درک بهتر و حمایت از شخصی که دارای اختلال شخصیت مرزی است توسعه می دهد. تمرکز روی نیازهای اعضای خانواده برای کمک به آن ها، در درک موانع و راهکارهای مراقبت از شخصی که دارای اختلال شخصیت مرزی است بسیار مهم است.

اگرچه برای تعیین اثربخشی خانواده درمانی در اختلال شخصیت مرزی، تحقیقات بیشتری لازم است ، مطالعات انجام شده بر سایر اختلالات روانی نشان می دهد که از جمله اعضای خانواده می تواند در معالجه شخص کمک کند.

ازدواج با اختلال شخصیت مرزی

ازدواج با افراد دارای شخصیت بی ثبات

چگونگی رفتار با شخصیت مرزی

افراد با شخصیت بوردرلاین (مرزی) این گونه زاییده نمی شوند بلکه طی زمان تبدیل به شخصیت مرزی می شوند. این گفته به این معنی است که وقتی از کودکی سوء استفاده می شود یا آسیب می بیند در نسل های بعد هم تکرار می شود.

یعنی اگر فرزندی آسیب دید و تبدیل به شخصیت مرزی شد، او هم باعث تبدیل شخصیت فرزندانش به شخصیت مرزی می شود. اختلال شخصیت مرزی به مجموعه ای از الگوهای رفتاری آموخته شده در ابتدای زندگی اطلاق می گردد که به طور منظم در زندگی تکرار می شوند.

علائم رفتاری اختلال شخصیتی مرزی به صورت خلاصه عبارتند از:

  • روابط بین فردی نامتعادل به طوری که فرد دچار اختلال شخصیت، دیگری را یا به عرش می برد یا به فرش می رساند. یعنی سیاه و سپید دیدن دیگری.
  • رفتارهای بدون فکر و ناگهانی در زمینه ی رابطه ی جنسی، سوء مصرف مواد مخدر، رانندگی بی پروا و خطرناک و ..
  • احساس مزمن پوچی
  • خشم شدید، مشکل در کنترل عصبانیت و حمله ی فیزیکی
  • شکاک بودن که تحت استرس تشدید می شود
  • تهدید به خودکشی و اقدام های مکرر به خودکشی و خودزنی
  • نگرانی دائم درباره طرد شدن و تصور طرد شدن از جانب دیگری
  • دوره های منظمی از اضطراب، افسردگی و کج خلقی
  • خودانگاره ی نامتعادل

چگونه با فرد بوردرلاین یا مرزی رفتار کنیم ؟

به یاد داشته باشید که تغییر یک شخصیت مرزی دشوار است مخصوصا با وجود ترس های درونی اش. این افراد برای ثبات نیاز به یک منبع امنیت قوی دارند ولی همین که آن را یافتند ترس از طرد خود را نشان داده و مانع از عمیق شدن رابطه با آن فرد خواهند شد.

لذا در زندگی با این افراد بایستی خیلی صبور بود و از هر اقدامی که بوی ترس دارد اجتناب کرد. خانواده ی افراد با شخصیت مرزی می توانند داستان های بی شماری برایتان بگویند از زمانی که فرزندشان فقط و فقط عملکرد بهتر یا پیشرفتی داشته است یا مسئولیت های بیشتری به او واگذار شده است.

ولی به دنبال آن با بحران در زندگی مواجه شده و به دنبالش ادامه پیشرفت فرد مختل شده است. البته در پس این موضوع منطقی ناخوداگاه قرار دارد. وقتی که افراد پیشرفت می کنند به وسیله ی کار کردن، درمان گرفتن، کمک کردن در خانه، کاهش رفتارهای خود تخریب گر، در واقع آن ها با بهبود یافتن بیشتر مستقل می شوند.

در این جا برای فرد مرزی یک ریسکی وجود دارد، برای شخصیت مرزی مستقل شدن به معنای کناره گیری از از افراد است. کناره گیری از افرادی که همیشه از او حمایت کرده اند و نگرانش بوده اند.

حمایت های عاطفی و مالی کمتر از زمانی است که فرد مستقل نبوده است و این باعث ترس زیاد شخصیت مرزی می شود. ترس اساسی آنان یعنی ترس از طرد یا رها شدن است.

پاسخ آن ها به این شرایط عود کردن است. این تصمیم خودآگاهانه نیست. ترس و اضطراب آنان باعث می شود که از روش های بیمارگونه گذشته استفاده کنند.

به طور مثال در محیط کار عملکرد خوبی ندارند، تلاش برای خودکشی می کنند یا پر خوری می کنند، مشروبات الکی مصرف می کنند تا هر کاری که باعث شود دیگران متوجه شوند که آنان نیاز به کمک دارند و می خواهند دیگران را متوجه کنند که در رنج هستند.

عود کردن مشکلات فرد باعث می شود که دیگران را وادار به مراقبت از خودش کند به طوری که فرد مسئولیتی نداشته باشد و دیگران مراقبش باشند.

رفتار با شخصیت مرزی

زندگی با شخصیت مرزی

راه حل مناسب برای رفتار با شخصیت مرزی این است که وقتی فرد مرزی پیشرفت می کند خانواده زیاد هیجان زده نشوند تا بگذارند فرد به آرامی از پیشرفت عبور کند. خود بیمار هم باید توجیه شده باشد که بهبودی وی مسیری مستقیم نیست و همواره دوره هایی از پس رفت را خواهد داشت.

در برخورد با پیشرفت های این افراد از گفتن برخی جملات باید خودداری کرد. مثلا نگویید که پیشرفت کرده ای یا تحت تاثیر تغییرات تو قرار گرفته ام یا اماده مستقل شدنی؛ هر کدام از این جملات میتواند عودی در بر داشته باشد.

جملات جایگزین بهتری وجود دارد. جملاتی که نشان دهد که می دانید که آنان بهتر هستند و مشکلات را رد کرده اند. ” می دانم که روزهای پر استرسی را گذرانده ای ” ” بهتر شدن تو نشانه ی تلاش زیاد تو بوده ” این جملات همدلانه است و ریسک کمتری دارد.

انتظارات خود را کاهش دهید و اهداف بزرگ را در چند مرحله به دست بیاورید. اهداف واقع گرایانه قابل دسترسی هستند. در هر مرحله بر روی یک هدف کار کنید. انتخاب اهداف دشوار باعث می شود که به آن نرسید.

بی شک شخصیت مرزی نکات مثبتی در شخصیت خود دارد مانند هوش، جاه طلبی، نگرش خوب، هوش هنری. این افراد توسط مشکلات و علائم شخصیتی شان تحت تاثیر قرار گرفته اند و نمی توانند این نقاط مثبت شخصیتی خود را از قوه به فعل در بیاورند.

معمولا خانواده و خود افراد مرزی بر اساس این نقاط قوت شخصیت فرزندشان توقعات ایده آل گرایانه ای از فرزندشان دارند. مثلا خانواده دوست دارند که فرزندشان به دانشگاه بازگردد تا خودش را برای کسب درآمد آماده کند و مستقل شود.

خانواده آرزو دارند که فرزندشان به خانه ی خود بازگردد و بتواند از خودش مراقبت کند. ممکن است فرد مرزی اصرار داشته باشد که به دانشگاه تمام وقت باز گردد بدون در نظر گرفتن وضعیت گذشته ی خود که بستری بوده است.

چگونگی برخورد با شخصیت مرزی

بهترین روش برخورد با فرد دارای شخصیت مرزی

برنامه ریزان برنامه های بزرگ و دانشگاه این مشکلات یعنی از دست دادن کنترل شخصیت مرزی را در نظر نمی گیرند. مثلا تفکر سیاه و سپید شخصیت مرزی را در نظر نمی گیرند. یا ناتوانی در تحمل تنهایی.

به طور مثال ممکن است که شخصیت مرزی با ناکامی در یک آزمون اگر حس کند که عادلانه نبوده خشم نامتناسب و زیادی ابراز کند و یا با تفکر سیاه و سپیدش استاد را برای خودش یا ایده آل بداند یا به درد نخور.

اگر احساس کند که توسط دیگران طرد شده است ممکن است رفتار خود تخریبی انجام دهد یا اضطراب شدید پیدا کند. مثلا اگر تصور کند که موفقیت در مدرسه نگرانی والدینش را کاهش می دهد، مضطرب می شود.

مسئله ی برجسته راجع به موفقیت در علم و کار احساس استقلال است. اساسا این افراد با مستقل شدن مشکل دارند. فرد مرزی اغلب به حالت عود بازگشت دارد و ترجیح می دهد تحت مراقبت کسی قرار بگیرد.

مهم ترین وظیفه ی خانواده در رفتار با شخصیت مرزی این است که سرعت رسیدن به اهداف را کندتر کنند. با کند تر کردن سرعت از نوسانات شدید جلوگیری می کنند و از تجربه ی ناکامی می کاهند. در این روش حتی با شکست نیز اعتماد به نفس فرد مرزی خیلی کم نمی شود.

با کاهش انتظارات و تنظیم رسیدن به اهداف به صورت مرحله به مرحله فرد مرزی و خانواده اش شانس بیشتری برای موفقیت دارند بدون اینکه علایم شخصیت مرزی عود کند. اهداف باید واقع گرایانه باشند.

به طور مثال کسی که وسط ترم دانشگاه را ترک کرده و به علت افسردگی شدید و اقدام به خودکشی بستری شده است نمی تواند پس از بازگشت از بیمارستان به زودی به دانشگاه باز گردد و توقع موفقیت داشته باشد.

بهتر است این فرد در دوره ی زمانی مشخصی درس خاصی را بگذراند حتی اگر وضعیت او تثبیت شده است. نباید زود به دانشگاه تمام وقت بازگردد. بهتر است فرد مرزی همیشه با خانواده اش زندگی کند اگر احتمال آسیب زدن به خودش وجود دارد.

یا مثلا در نزدیکی خانواده اش زندگی کند. اگر وضعیت فرد ثابت شد و بهبود پیدا کرد باید در چند مرحله از خانواده جدا شود نه یکدفعه.

یکی از نکات مهم در درمان این افراد آن است که هم خانواده و هم خود بیمار بپذیرند که با یک دست نمی توان چند هندوانه برداشت. به عبارتی نباید همزمان چند هدف را دنبال کنند. مثلا اگر خانواده و فرد با شخصیت مرزی می خواهند در طول یک دوره هم به مستقل شدن و هم رفتن به دانشگاه فکر کنند اشتباه است.

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید