برترین رمان های عاشقانه به قلم مودب پور

یکی از کتاب های پرطرفدار که مخاطبان زیادی آنها را دنبال می کنند.داستان های رمانتیک یا عاشقانه است که هدف اصلی داستان توجه به.روابط و احساسات عاشقانه بین دو نفر می باشد . مرتضی مؤدب پور یکی از نویسندگان رمان نویسی خوش قلم ایرانی است که تعدادی.از  کتاب رمان های برتر ایشان را معرفی می نماییم . برترین رمان های عاشقانه به قلم مودب پور

رمان گندم اثر مودب پور

خلاصه‌ رمان گندم :

معرفی رمان عسل مودب پور

داستان درباره ی یک خانواده ثروتمنده که بیشتر اعضای اون کنار هم زندگی میکنن .طی اتفاقاتی یکی از شخصیت های داستان گندم میفهمه که بچه ی سر راهی ست و مشکلات روحی پیدا میکنه ودر طی همین اتفاقات ……

بخشی از رمان گندم :

اواخر فروردین بود.یه روز جمعه.تواتاقم که پنجره ش به باغ وا می شد ، رو تختم دراز کشیده بودم و داشتم فکر می کردم.صدای جیک جیک گنجیشکا از خواب بیدارم کرده بود.هفت هشت تا گنجیشک روشاخه ها باهم دعواشون شده بود و جیک جیکشون هوا بود ! رو شاخه ها این ور واون ور می پریدن وباهم دعوامی کردن.منم دراز کشیده بودم و بهشون نگاه می کردم .

خونه ما ، یه خونه قدیمی آجری دوطبقه بود گوشه یه باغ خیلی خیلی بزرگ.یه باغ حدود بیست هزارمتر !
یه گوشش خونه ما بود وسه گوشه دیگه ش خونه عموم و دو تا عمه هام.وسط این باغ بزرگم ، یه خونه قدیمی دیگه بود که از بقیه خونه ها بزرگتربود که پدربزرگم توش زندگی می کرد . یه پدر بزرگ پیرو اخمو اما بایه قلب پاک و مهربون ! یه پدربزرگ پرجذبه که همه تو خونه ازش حساب می بردن و تا اسم آقا بزرگ می اومد ، نفس همه تو سینه حبس می شد ! اتاق من طبقه پایین بود که با باغ همسطح بود .

  • موضوع رمان پریچهر : عاشقانه ، اجتماعی
  • نویسنده رمان : مرتضی مودب پور
  • تعداد صفحات رمان 400 صفحه

رمان پریچهر مودب پور برترین رمان های عاشقانه به قلم مودب پور

برترین رمان های عاشقانه به قلم مودب پور
خلاصه رمان پریچهر :

فرهاد بعد از هشت سال به کشورش بر میگرده و توی کارخونه پدرش مشغول به کار میشه که با دختری به اسم فرگل اشنا میشه …

بخشی از رمان پریچهر :

لحظاتی به سکوت گذشت و بعد فرخنده خانم گفت : فرهاد خان ، مادر هومن خان رفت ؟ خیلی زحمت کشید . پسر خوبی هومن.نه ؟
من – فرخنده خانم شما خودتون تقریبا بزرگش کردید . تا ایران بودیم تقریبا هر روز اینجا بود !
فرخنده خانم – آره خب می دونم.ولی شما چندین سال خارج بودین.خوب آدمیزاد عوض می شه ، خدای نکرده عرق خور می شه ، تریاکی میشه ! توی هفت
هشت سال هزار جور اتفاق می افته ! اصلا این هومن خان اونجا.درس هم خونده ؟ الان چیکاره اس ؟ اگه باباش ولش کنه ، می تونه بره سرکار ؟

من – فرخنده خانم پدرش چرا ولش کنه ؟ مگه کار بدی کرده هومن ؟
احساس کردم که فرخنده خانم حرف دیگری برای گفتن داره.ولی نمی دونه چه جوری شروع کنه. برای همین گفتم : فرخنده خانم شما برای گفتن چیز دیگه
ای اینجا اومدید چرا راحت حرفتون رو نمی زنید ؟ من رو غریبه می دونید ؟
فرخنده خانم نگاهی به من کرد و گفت : فرهاد جون بریم روی اون نیمکت بنشینیم تا برات بگم .

بیشتر بخوانید
معرفی بهترین رمان های هما پور اصفهانی

چند قدم اون طرفتر روی نیمکت نشستیم و فرخنده خانم شروع کرد : فرهاد جون تو مثل پسر خودمی ! من نه مثل مادرت اما نصف اون زحمت تورو کشیدم .

چندین ساله که نون نمکتون رو خوردم . با هم سر یک سفره نشستیم . دستمون تو یه کاسه رفته ! من بعد از خدا پناهم شمایید و دلخوشیم لیلا !

  • موضوع رمان پریچهر : عاشقانه ، اجتماعی
  • نویسنده رمان : مرتضی مودب پور
  • تعداد صفحات رمان  ۵۰۴ صفحه

رمان دریا مودب پور برترین رمان های عاشقانه به قلم مودب پور

برترین رمان های عاشقانه به قلم مودب پور
خلاصه رمان دریا :

دریا دختری بسیار زیبا و باهوش است.
او در دانشگاه با پسری به نام فریبرز آشنا می شود.
فریبرز به او می گوید که از یک خانواده‌ی ثروتمند است، ولی با گذشت زمان دریا متوجه می شود که فریبرز به او دروغ گفته است.
ولی دریا او را می بخشد و برای کمک به او همه کاری می کند.
به او درس تعلیم می دهد و در کنارش به بچه های دیگر هم درس تعلیم می دهد تا با پولی که در می آورد به فریبز کمک کند.
او در مقابل مخالفت خانواده اش برای ازدواج با فریبز می ایستد، ولی پس از ازدواج …

بخشی رمان دریا :

« اولین روز دانشگاهه ! دانشگاه تهران ! یه آرزو! »
جلوی در اصلی دانشگاه وایستادم ! ترسیدم ! جرات نمی کنم برم تو !
جلوی در دانشگاه ایستادم و به سر در زیبایش نگاه می کنم !
همیشه آرزوی یه همچین روزی رو داشتم !
حالا اون روز رسیده اما من می ترسم !
یه لحظه چشمامو بستم و به خودم گفتم :
تو دریا هستی! پر اراده و شجاع! با پشتکار زیاد ! آروم اما.سخت کوش ! وقتی هم که عصبانی دیگه چیزی جلودارش نیست ! پس برو تو ! و رفتم داخل …

تا از در دانشگاه وارد شدم ، چند تا سال آخری جلوی در ایستاده بودن . نمی دونستم باید کجا برم .
رفتم جلوتر و از یکی از اون پسرا پرسیدم :
– ببخشید آقا ، من سال اولی هستم ، می شه بفرمایین من کجا باید برم ؟
تا اینو گفتم، اونم معطل نکرد و گفت :
– قربون من !
یک دفعه همشون زدن زیر خنده ! مونده بودم چی جوابشو بدم !
بغض گلومو گرفته بود . چیزی نمونده بود …

  • موضوع رمان دریا : عاشقانه ، غم‌انگیز ، اجتماعی
  • نویسنده رمان : ماندانا معینی (م.مودب پور)
  • تعداد صفحات رمان : ۳۳۷

رمان خواستگاری یا انتخاب مودب پور برترین رمان های عاشقانه به قلم مودب پور

برترین رمان های عاشقانه به قلم مودب پور
خلاصه رمان خواستگاری :

رمانی دیگر از نویسنده معروف مرتضی.مودب پور ، در رمان خواستگاری یا انتخاب نویسنده قصد دارد دختری را نمایش بدهد.که به خواستگاری پسر مورد علاقه اش می رود و …

بخشی از رمان خواستگاری یا انتخاب :

فریبا و شهره ایستادن  و منتظر هستن که مترو بیاد .
در ضمن دارن با هم دیگه صحبت می کنن .
در مترو یه عده خانم و آقا هم هستن ، البته بیشتر خانم ها هستن .
فریبا : یه دختر ، کالا یا یه چیز فروشی نیس که بذارنش تو یه.مغازه تا براش مشتری بیاد و اگه پسندیدش ، ببره بزاره تو خونه ش !
مریم : من که از این جرات ها ندارم به بابام.بگم من می خوام برم خواستگاری !
فریبا : پس حق انتخاب ما چی می شه ؟! یعنی ما محکومیم.که همیشه انتخاب بشیم ؟ حق نداریم خودمون انتخاب کنیم ؟!

بیشتر بخوانید
معرفی بهترین و پرفروش ترین رمان های ایرانی

مریم : آخه چه جوری می شه ؟!
یعنی اگه ما سه نفر این رسم رو عوض کنیم ، دیگه از این به بعد.جای اینکه پسرها بیان خواستگاریه دخترها ، دخترها می رن خواستگاریه پسرها ؟!
تو همین موقع فریبا متوجه صحبت دو تا خانم که کنارشون ایستادن.می شه و به مریم و شهره اشاره می کنه که اونا هم گوش کنن .
یکی از خانم ها گفت : به جون تو مهین ، صد تومن صد تومن از خرجی.خونه زدم تا پول آرایشگاه رو گذاشتم کنار !
به جون تو با چه بدبختی از خانمه وقت گرفتم و رفتم پیشش .
به مرگ تو سه ساعت تموم زیر.دستش جون دادم تا موهام رو رنگ کردم !
همچین خودمو تند رسوندم خونه که نکنه.آقا زودتر از من برسه ! خلاصه رفتم آرایشگاه و …

  • موضوع رمان خواستگاری یا انتخاب: عاشقانه
  • نویسنده رمان: مرتضی مودب پور
  • تعداد صفحات رمان: ۱۵۳ صفحه

رمان یلدا مودب پور برترین رمان های عاشقانه به قلم مودب پور

برترین رمان های عاشقانه به قلم مودب پور
خلاصه رمان یلدا :

داستان این رمان درباره ی پسری به نام سیاوش می باشد .
سیاوش به دختر همسایه یکی از دوستانش علاقه مند می شود .
نام این دوستش نیما است که سیاوش رفاقت صمیمانه ای با او دارد . از طرفی نیما هم به …

بخشی از رمان یلدا :

ساعت حدود یازده صبح بود .
داخل دفتر پدرم، تو شرکت بودم که موبایلم زنگ زد .
داشتم نقـشه ای رو کـه بـرای یـک سـاختمون کشیده.و طراحی کرده بودم به پدرم نشون می دادم .
ازش عذر خواهی کردم و تلفن رو جواب دادم .
_ بله ، بفرمائین .
نیما : الو سیاوش ! برس که… بابام ترِکِید !
آروم تو تلفن گفتم :
نیما الان وقت ندارم ، نیم ساعت دیگه بهت زنگ می زنم .
داریم با پدرم … فن ها … رو بررسی می کنیم .
نیما : صدات درست نمیاد ! دارین با بابات زن ها رو بررسی می کنین ؟!
_ ساکت شو نیما ! زن نه ، فن !
نیما : ول کن بابات رو ! می گم بابام ترِکِید !
دیدم انگار داره جدی حرف می زنه ! صداشم یک جور دیگه بود و.هی قطع و وصل می شد ! موبایلم درست خط نمی داد .

_ داری شوخی می کنی ؟ بابام ترِکِید یعنی چی ؟!
نیما : مگه بابام کپسول گازه ؟! می گم آپاندیسش ترکید ! نمیشنوی مگه ؟!
_ آخه این موبایل تو نقطه ی کوره !
نیما : برنامه ی چی جوره ؟!
_ بذار برم تو اون یکی اتاق ببینم چی می گی !
نیما : بری تو اجاق واسه چی ؟! این چرت و پرتا چیه می گی ؟!
پدرم : چی شده سیاوش ؟ کیه پای تلفن ؟
_ نیما دوستم . می گه آپاندیس باباش ترکیده !
پدرم : الآن کجاست ؟ حالش چطوره ؟!
_اینجا موبایل خط نمی ده . بذارین برم اون اتاق .
پدرم دنبالم اومد اون اتاق …
_ الو ! نیما ، نیما ! …

  • موضوع رمان یلدا : عاشقانه ، اجتماعی
  • نویسنده رمان : مرتضی مودب پور
  • تعداد صفحات رمان ۳۰۳ صفحه

رمان یاسمن مودب پور

برترین رمان های عاشقانه به قلم مودب پور

خلاصه رمان یاسمین :

رمان بسیار عاشقانه و زیبای یاسمین یکی از کتاب های پرطرفدار مؤدب پور است که داستان درباره پسر دانشجویی به اسم بهزاده که عاشق دختری به نام فرنوش.می شود که پسر خاله اش خواستگار اوست اما …

بیشتر بخوانید
برترین کتاب های روان شناسی دنیا
بخشی از رمان یاسمین :

کاوه – چرا اینقدر طولش دادی پسر؟
ترم تموم شد دیگه . حالا کو تا دوباره بچه ها رو ببینم . داشتم ازشون خداحافظی می کردم . تو چی ؟ چرا سرت رو انداختی پایین و رفتی ؟ یه خداحافظی ای یه چیزی !
کاوه – هیچی نگو ! من مخصوصاً رفتم یه گوشه قایم شدم ! به هر کدوم از این دخترا قول دادم که مامانم رو بفرستم خواستگاری شون ! الان همشون می خوان بهم آدرس خ و نشون رو بدن !

تو همین موقع یه ماشین شیک و مدل بالا پیچید جلوی ما و با سرعت رد شد بطوریکه آب و گل توی خیابون پاشید به شلوار ما .

کاوه شروع کرد به داد و فریاد کردن و مثل زن ها ناله و نفرین می کرد :
اوهوی … همشیره ! حواست کجاست ؟! الهی گیربکس ماشینت پاره پاره بشه !
پسر نزدیک بود بزنه بهت ها ! نگاه کن ! تا زیرشلوارم خیس آب شد ! الهی سیبک.ماشینت بگنده ! نگاه کن ! حالا هرکی رد می شه می گه این پسره توی شلوارش بی تربیتی کرده !

رمان شیرین مودب پور

برترین رمان های عاشقانه به قلم مودب پور

خلاصه رمان شیرین :

ﻣﻦ آرﻣﯿﻦ ﭘﮋوﻫﺶ هستم .
ﺣﺪود ﻫﻔﺖ ﺳﺎل ﭘﯿﺶ ﻫﻤﺮاه ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ ام ، ﺑﺎﺑﮏ.ﺳﺘﻮده ، ﺑﺮای اداﻣﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ از کشور ﺧﺎرج ﺷﺪﯾﻢ .
ﺗﻮ اﯾﻦ ﻣﺪت دوﺗﺎﯾﯽ ﺗﻮ یک آپارتمان شیک زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ .
از ﻧﻈﺮ ﻣﺎدی وﺿﻊ ﭘﺪرهاﻣﻮن خوب هست . اﻣﺸﺒﻢ اﯾﻦ ﺑﺎﺑﮏ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ از دوﺳﺘﺎنش رو.دﻋﻮت ﮐﺮده ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻮن ، اﮔﺮﭼﻪ ﻣﻦ اﺻﻼ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻧﺪاﺷﺘﻢ …

بخشی از رمان شیرین :

ﺑﺎﺑﮏ ـ آرﻣﯿﻦ ! اوﻣﺪی ﺗﻮ اﺗﺎق ﺧﻮاب ﭼﮑﺎر ﺑﻮف ﮐﻮر ؟!‬
ـ ﺳﺮم درد ﻣﯿﮑﻨﻪ . ﺑﺬار ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺨﻮاﺑﻢ ﺑﻌﺪ ﺧﻮدم ﻣیام . ‬
ﺑﺎﺑﮏ ـ  این همه خوابیدی به کجا رسیدی ؟! ﺣﺪاﻗﻞ اﯾﻦ ﭼﻨﺪ وﻗﺘﻪ ﺑﯿﺪار ﺑﺎش !
ﭘﺎﺷﻮ ﭘﺎﺷﻮ‬ زﺷﺘﻪ. ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻧﺎراﺣﺖ ﻣﯿﺸﻦ .‬
ـ ﺑﺎور ﮐﻦ ﺑﺎﺑﮏ ﺣﺲ ﺗﻮ بدنم نیست .‬
ﺑﺎﺑﮏ ـ اﯾﻨﻮ ﺟﻠﻮی دوستام ﻧﮕﯽ ها من به اینا گفتم مردای ایرانی هر کدوم مثل رستم پهلوان هستن .
ـ  اﯾﻦ ﭼﺮت و ﭘﺮﺗﺎ ﭼﯿﻪ ﺑﻪ اﯾﻨﺎ ﮔﻔﺘﯽ ؟!‬

  • موضوع رمان شیرین: عاشقانه ، طنز
  • نویسنده رمان: مرتضی مودب پور
  • تعداد صفحات رمان ۵۴۰ صفحه

رمان عسل مودب پور

برترین رمان های عاشقانه به قلم مودب پور

خلاصه رمان عسل :

عسل ، دختری هفده ساله است که بعد از سال ها تحمل مشکلات.خانوادگی حالا باید شاهد جدایی و طلاق پدر و مادرش باشد و باید زندگی بدون مادر را تحمل کند …

بخشی از رمان عسل :
همیشه از زمانی که خیلی کوچک بودم.دلم می خواست خاطرات روزانه ام را ثبت کنم .
اما هرگز در این کار مصمم نبودم ، به گمانم.این بار بتوانم این تصمیم را عملی سازم .
امروز روز اول مهر است و روز تولد من …
به راستی کسی جز من می داند که امروز هفده ساله می شوم !
پدر روی مبل لم داده و با چشمانی غمگین به مادرم خیره.شده است و مادر با لبخندی که حاکی از رضایت اوست در اتاق ها می چرخد تا مبادا چیزی.را برای بردن فراموش کرده باشد و من … آخ ! که چقدر غمگینم .

  • موضوع رمان عسل : عاشقانه ، اجتماعی
  • نویسنده رمان : مرتضی مودب پور
  • تعداد صفحات رمان ۵۱۵ صفحه

منبع : theculturetrip.com

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید